آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
صهيونيسم در ادبيات جهان - قسمت سوم

صهيونيسم در ادبيات جهان - قسمت سوم


فارس


قوم يهود در مراحل مختلف تاريخ چه پيش از ميلاد مسيح و چه بعد از آن دست به " خود هجرت‌كردن " و كوچيدن از جايي به جايي ديگر زده‌اند.اين موضوع باعث شده ادبيات و نمايش و هنرهاي ديگر يهودي در راستاي اين هجرت‌هاي خودخواسته شكل گرفته ، و رفته‌رفته ابعاد تازه‌تري بيابد. - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=8712210943#sthash.ZXl7fC7J.dpuf

" ادبيات و صهيونيسم " يهوديان از ديرباز تاكنون در امور به راه‌انداختن سازمان‌هاي مخفي ، هسته‌هاي چريك‌هاي زيرزميني ، فعاليت‌هاي تروريستي ، ايجاد بحران در جوامع مختلف با شرايط مختلف اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي ، و ........ داراي تجارب جهاني‌اند. نمونه برجسته و بارز آن از نفوذ " مردخاي " مشاور يهودي خشايارشاه به دربار او و سپس اختلاف افكندن بين شاه و همسرش و در نتيجه طغيان نفس شاه و اعلام برگزيدن همسر از ميان زيباترين زنان توسط او شد : " مردخاي " استر " دختر عموي خود را كه در زيبايي جمال و هوش در كمال بود به دربار آورد و هوش از سر شاه پريد. بعد از ورود استر به دربار ، توطئه‌هايي مشترك براي بيرون انداختن " هامان " صدراعظم وقت انجام داده و مردخاي صدراعظم شد و استر ملكه ، و از اين ميان يهوديان امپراتوري بزرگ ايران به نان و نوا رسيدند و اهداف قومي‌شان را پيش بردند " اين گونه نمونه‌ها و الگوها درباره كلئوپاترا كه ملكه و پادشاه مصر پيش از ميلاد مسيح بود هم اتفاق مي‌افتد و بارها تكرار مي‌شود. تكرار اين موارد صرف‌نظر از بهره‌دهي زماني و مكاني براي يهوديان ، قهرمان‌سازي و اسطوره‌پروري نيز به بار مي‌آورد كه در جهان فرهنگ نيز انحصارات را در دست داشته باشند. پيش از ورود به مبحث " ادبيات و صهيونيسم " نكته‌اي لازم است ، و آن اينكه قوم يهود در مراحل مختلف تاريخ چه پيش از ميلاد مسيح و چه بعد از آن دست به " خود هجرت‌كردن " و كوچيدن از جايي به جايي ديگر زده‌اند. بيرون‌رفتن از مصر در زمان حضرت ابراهيم ـ بيرون رفتن از مكه در زمان پيامبر اسلام بيرون رفتن از پرتغال و اسپانيا در قرن پانزدهم ميلادي ، بيرون رفتن از انگلستان و كشورهاي اسكانديناوي بعد از قرن شانزدهم كه راهي آمريكا مي‌شوند. بيرون رفتن از امپراتوري " خزر " بعد از قرن دوازدهم ميلادي ، بيرون رفتن از اروپاي شرقي و روسيه به مقصد آمريكا و فلسطين در قرن بيستم. بنابراين برخلاف ادعاهاي به ظاهر مظلومانه ، يهوديان ، آنان درصدد ريشه دواندن در چهار سوي جهان بوده‌اند : " اگر هم در جايي زير فرامين پادشاهاني كوچيدن را انجام داده‌اند ؛‌ خود آن شرايط را فراهم كرده‌اند. در اسپانيا تبليغات و ترورهاي آنچناني انجام دادند كه پادشاه مسيحي آنها را از اسپانيا بيرون كرد. در انگلستان و اسكانديناوي رباخواري را تشديد كردند تا منجر به هجرت‌شان بشود و ...... " بنابراين ادبيات و نمايش و هنرهاي ديگر يهودي در راستاي اين هجرت‌هاي خودخواسته شكل گرفته ، و رفته‌رفته ابعاد تازه‌تري يافته است. پيش از پرداختن به موضوع سهم يهوديان در ادبيات جهاني تعمقي لازم است. هيتلر مي‌نويسد : " تبليغات را روي سخن با چه كساني بايد باشد؟ با روشنفكراني كه آموزش علمي ديده‌اند يا با توده‌هاي كم‌ آموزش ديده؟ روي سخن بايد هميشه و منحصراً با توده‌ها باشد. آنچه روشنفكران ـ يا كساني كه امروز بدبختانه بيش‌تر به اين خوانده مي‌شوند ـ بدان نياز دارند تبليغات نيست آموزش علمي است. محتواي تبليغات هم علم نيست ، چنان‌كه شيئي هم كه در يك پوستر نشان داده مي‌شود هنر نيست. هنر پوستر در توانايي طراح آن است كه توده مردم را از راه شكل و رنگ جلب كند. پوستري كه آگهي يك نمايشگاه هنري است بايد توجه مردم را به هنري كه به نمايش گذاشته شده معطوف كند. و هرچه بهتر در اين كار توفيق يابد. خود پوستر داراي ارزش هنري بيشتري خواهد بود. پوستر بايد تصويري از اهميت نمايشگاه را به توده‌ها بدهد ، نه اين كه جانشين هنري شود كه به نمايش گذاشته شده در آنچه ما امروز تبليغات مي‌ناميم نيز وصفي همانند وجود دارد. جلب توجه توده‌هاست به پاره‌ئي حقايق ، فرآيندها ، ضرورت‌ها و غيره كه اهميت‌شان براي نخستين‌بار در معرض ديد آنان قرار داده شده ....... هر گونه تبليغاتي بايد عوام‌پسندانه بوده سطح فكري آن متناسب با پايين‌ترين پايه درك و شعور كساني باشد كه روي سخن با آن‌هاست. در نتيجه ، آن توده‌ئي كه هدف دسترسي پيداكردن به آن است هر چه عظيم‌تر باشد بايد در ( درونمايه ) فكري تبليغات را سبك‌تر گرفت. اما اگر هدف نفوذ تأثيرگذاري در تمام مردم است ( مانند تبليغاتي كه براي ايجاد و آغاز يك جنگ صورت مي‌گيرد ) به هيچ وجه نبايد زياد به فكر و انديشه‌ي مردم تكيه كند. زيربناي فكري تبليغاتي هر چه ناچيزتر باشد ، و هر چه انحصاري‌تر عواطف و احساسات توده‌هاي مردم را مورد توجه و بهره‌برداري قرار دهد. مؤثرتر خواهدبود " در سطح تأثيرگذاري بر فرهنگ جهاني ، يهوديان از اين‌گونه بيانات هيتلر كه به طور مستقيم مولود نافرمان [ به ظاهر ] به اصطلاح خود او ( جهود بين‌الملل ) بود داراي رگه‌هاي حقيقي است. زيرا در كشوري كه هيتلر ظهور كرد آلماني‌هاي بسياري از " جهود بين‌الملل " از قرن پيش ( نوزدهم ) ميدان را در اختيار گرفته بودند و با وجود جمعيت چند درصدي در كل جمعيت آلمان ، آن سرزمين را پايتخت فتوحات بعدي خود قرار داده بودند. فيلسوفاني چون فويرباخ ، ماركس ، انگليس ، روزالوكزامبورگ ، هانا آرنت و ....... بنيان‌هاي كمونيسم بين‌الملل را به وجود آورده بودند. در ادبيات نيز اعم از نمايشي ، داستان ، شعر و ........ و بعدها سينما دخالت تأثير گذار داشتند. يهوديان روان‌شناس مكتب وين ( اريش فروم ، فرويد و ........ ) در يك همزماني و همزباني با فرانسوي‌ها ( اميل زولا ، اميل دوركيم و ........ ) ، انگليسي‌ها ، اروپاي شرقي و روسيه و بعدها شوروي ( ايزاك آسيموف ، سولومون رابينوويچ ، ويليام بيلبيك ، آيزنشتاين و .... ) در دهه‌هاي پاياني قرن نوزدهم و آغازين قرن بيستم ميدان‌داري مي‌كردند. در همين راستاست كه نويسنده پرآوازه و تأثيرگذار چك ( فرانتس كافكا ) يهودي آثار خود را به آلماني مي‌نوشت. " صهيونيسم " رسالت‌اش را در آن مي‌ديد كه عبري را هر چه بيشتر رايج كند. در اين ميان يك سوي قضيه انحصارگري مؤسسات جايزه‌دهنده بين‌المللي ( نوبل ، اسكار و ..... ) و در دست داشتن بيش از نود درصد امكانات مادي است. سوي ديگر آن ، موقعيت‌شناسي و حرفه‌اي برخوردكردن با مسايل و ظرايف هنري و طبع انساني است. يك نمونه‌ي مثال‌زدني شاعر يهودي لهستاني الاصل ترك ( ناظم حكمت ) است. پيش از او نژاد تركان مغول حاكم بر امپراتوري عثماني و جمعيت‌هايي كه از استان سين‌كيانگ در چين تا اروپاي شرقي گسترده شده‌اند يك شاعر كه هم زبان را ارتقاء ببخشد و هم با ابزار شعر و نمايش بر روي سليقه‌ها تأثير انكار ناپذير بگذارد دو نسل‌هاي بعدي شاعران و هنرمندان را سمت و سوي ايدئولوژيك ببخشد پيش از او نبوده و در چند دهه گذشته كه از مرگش مي‌گذرد نيز اعلام حضور نكرده است. طنز در گونه‌هاي مختلف آن ( دلقكانه ، فكاهي ، نيشخندآميز ، زهرخندآميز ، گروتسكي و ... ) در كارهاي همه هنرمندان يهودي بوده و يكي از رمزهاي موفقيت‌آميزشان نيز محسوب مي‌شود. اشخاصي چون ( برشت ، حكمت ، چاپلين ، وودي آلن ، سال بلو ، بوخنر ، رومن گاري ، اسپيلبرگ و .... ) از جمله هنرمندان تأثيرگذار يهودي صهيونيست معاصر محسوب مي‌شوند. موفقيت‌هاي عمده ايشان در حوزه‌هاي هنري ، تئوري پردازهاي هنري ،‌سياسي و فرهنگي را هم بدنبال مي‌آورد. چارلي چاپلين در مصاحبه‌هايي مي‌گفت : " اگر كسي مي‌توانست هيتلر را از ته دل بخنداند شايد فجايع جنگ جهاني دوم به وقوع نمي‌پيوست " ضمن اينكه طنز در انواع مختلف خود داراي جنبه‌هاي آموزش غيرمستقيم است و تأثيرگذاري بيشتري از خطابه و گزارش و ژورنال و ... دارد ، اثر هم آني و هم عميق بر جاي مي‌گذارد. از اين روي فرقه يهودي صهيونيستي در بدو تولد خود و اعلام حضور سياسي‌اش از ماجراي " سروان دريفوس " آثار متعددي عرضه مي‌كند و آه و اشك بيننده و خواننده را در پي مي‌آورد. ماجرايي بسيار ساده و تاريخي كه سروان ارتش فرانسه در يك رسوايي فروش اطلاعات به دشمن همسايه ديرينه ( آلمان ) دستگير مي‌شود ، مستقيم و غيرمستقيم مورد بهره‌برداري تبليغاتي قرار مي‌گيرد. " هرتصل " اولين رييس صهيونيسم كه به عنوان گزارشگر از اطريش به فرانسه سفر كرده بود از آن ماجرا سوء استفاده مي‌كند و تولد فرقه صهيونيسم را اعلام مي‌كند. ماجرا در راندمان تبليغاتي و هنري و سياسي يهوديان به عكس كامل وقوع آن پايان مي‌يابد. " اميل زولا " نويسنده پرآوازه معاصر ، با نامه به رييس‌جمهور فرانسه با عنوان " من متهم مي‌كنم " ماجراي خيانت سروان دريفوس را ايثار انساني و زنداني‌شدن وي را مشكل تمدن بشري و ... مبدل مي‌سازد. آناتول فرانس ، ديگر نويسنده فرانسوي رمان " جزيره پنگوئن‌ها " را روانه بازار مي‌كند و انحصار تبليغاتي يهود بين‌الملل بر رسانه‌ها جمعي نيز آن را بازتاب مؤثر و جهاني مي‌سازد. بنابراين در دويست سال گذشته نقش ادبيات به لحاظ پيداشدن ماشين چاپ و پيشرفت فني ملزوم آن از صرف جزو فرهنگ‌بودن به هنر ـ رسانه‌بودن ارتقا پيدا مي‌كند. بنابراين در اين راستا كه صهيونيسم در بدو تولد در دهه پاياني قرن نوزدهم ( 1897 ) مظلوم نمايي پيشه مي‌كند و چشمه‌هاي اشك خواننده و بيننده را خشك مي‌كند. آسان‌تر به اهداف خود مي‌رسد و طنز ( انواع آن ) مؤثرترين ابزار كارآمدي در داستان آنهاست. در دهه پنجاه (1948 ) نيز كار بي‌وقفه هنرمندان صهيونسيم به همراه ديگر فعالان عرضه‌هاي مختلف راهبردي ( اقتصاد ، آموزش ، ژورناليسم و ...... ) تا آن هنگام و بعد از آن بي‌وقفه و هدفمند دنبال شده و مي‌‌شود. در اين مورد نقش هنرمندان در ابعاد سياسي صهيونيسم را با بيان شمه‌اي از جلال آل‌احمد پي مي‌گيريم : " ... تنها در بحران‌هاي سياسي اجتماعي حاد است كه كلمات و عبارات و اعمال و اقدامات مفهوم واقعي خود را پيدا مي‌كنند. تنها سر بزنگاه‌ها است كه معلوم مي‌شود هر فرقه و هر كس چند مرده حلاج است و تنها سر پل‌هاي خوبگيري است كه مي‌توان به دقت نيروهاي دوست و دشمن را بررسي كرد. و چنين شرايطي اخيراً به مناسبت جنگ خاورميانه پيش آمد و مهره‌ها را نشان داد و داغ‌ها را بر پيشاني‌ها زد آن چنانكه پاك كردنش با ....... خوردن نامه هم ميسر نشود. مردم فرانسه از خرد و كلان و چپ و راست چه نژادپرست و چه ضد عربند ! هيچكس فكرش را نمي‌كرد ـ و من از همه كمتر ـ كه داغ الجزاير چنين بر دل اينها مانده باشد و ماجراي لشگركشي كانال سوئز در 1956 و ناكام ماندن آن چنين به انتقام‌كشي تحريض‌شان كرده باشد. به قول امه سه زر " همه اين حيوانات رنگارنگ لشگريان جرار استعمارند. همه‌شان برده‌فروشند و همه‌شان به انقلاب بدهكار ". دو هفته تمام " آماده‌ كردن افكار عمومي " طول كشيد. آن وقت كه اول به ميدان جست؟ دست چپي‌ها ! حضرات " وجدان جهاني " ..... آنهايي كه در مغز پوسيده‌ خود فكر مي‌كنند كه " رسالت " دفاع از حق را در تمام دنيا دارند. آنهايي كه حسن و حسين و تقي و نقي را در اقصي بلاد عالم به نام " انسانيت " محكوم مي‌كنند ! همه آنها يك مرتبه به ميدان ريختند. از سارتر گرفته ( و اين يكي كمتر از همه ديگران ) تا كرگدني يا خوكي " اوژن يونسكو " نام ـ كه وقاحت را به آنجا رساند كه ادعا كرد " آوارگان بي‌ وطن فلسطين كه بيست سال است در اردوگاه‌هاي جنگ بسر مي‌برند و جيره غذايي نصف يك آدم معمولي را از راه سازمان ملل دريافت مي‌كنند همگي مي‌خواهند كاري را بكنند كه هيتلر نكرد. " يعني مي‌خواهند اين يهودي‌هاي رنگ و وارنگ اروپايي و آمريكايي را كه نماينده تمدن غربند در وسط ممالك عربي قتل‌عام كنند ! ماليخوليايي ديگري به نام " لانزمن " كه جز دار و دسته " تان مدرن " سارتر است آن چنان از اين وحشي‌گري خيالي اعراب از كوره در رفت كه هر آنچه از چنته عليلش در مي‌آمد نثار اين مردم كرد. فدراسيون چپ و حضرت مندس فرانس كه جاي خود دارند. اما وقيح تروبي آبروتر از همه جناب " دانيل ماير " بود كه رييس مجمع دفاع از حقوق بشر است. و به نام رسالت تاريخي‌اي كه به عهده دارد چنين ...... فرمود : " من از سوسياليست بودن (!!) خود متنفرم. از انسان‌بودن خود هم متنفرم ولي به يهودي بودنم افتخار مي‌كنم. " به مدت يك هفته اين جوري دور به دست اين اراذل ادبي و سياسي بود و چه سيركي ! جايت خالي ، اما پس از اينكه دهن اين‌ها از عربده‌كشي كف كرد آن وقت صاحب كارهاي اصلي كه سرنخ به دست‌شان است وارد گور شدند. زمينه آماده بود. چپ فرانسه ( منهاي كمونيست‌ها كه خودشان هم نمي‌دانند چه ..... مي خورند ! ) به طور يك‌پارچه احساسات را براي ماهي‌گيري بعدي آماده كرده بودند. مطبوعات بورژوا و ارگان‌هاي پول و منفعت از دوش اين روشنفكران چپ ! بالا رفتند. اسم‌نويسي داوطلبان شروع شد و پول جمع كردند. حضرت بارون ادمون روچيلد دبير كل اتحاديه طرفداران اسراييل در ميتيگ‌هاي هيستريك و راسيت ضد عربي ـ‌ در كنار نام‌دارترين عناصر دست چپ قرار گرفت ، همه با هم به كمك اسراييل متمدن ـ به جنگ اعراب جاهل و وحشي شتافتند. براي اينكه حرف‌هايم را حمل بر اغراق نكني فقط يك نمونه دستت مي‌دهم. پنج ماه است كه كميته‌اي به نام " نهضت يك ميليارد فرانك براي ويتنام " دارد فعاليت مي‌كند كه هدفش از اسمش پيداست و تا به حال فقط دويست ميليون فرانك پول جمع كرده است. اما در عرض 48 ساعت ميزان پولي كه در فرانسه براي اسراييل جمع شد از سه ميليارد فرانك گذشت ! كه فقط نصف آن را حضرات روچيلد پاريس و لندن هديه كردند. و تو خود و حديث مفصل بخوان از اين مجمل " صهيونيسم چنانكه در ماجراي دريفوس شاهدش بوديم در مراحل 1948 ، 1956 ، 1968 ، 1973 و  را روشنفكران چپ و راست فرانسه آنچنان ياوري مي‌كنند. همين عملكردها را در آلمان ، انگليس و البته آمريكا نيز روشنفكران و هنرمندان در خدمت صهيونيسم از خود بروز داده‌اند. ............... ادامه دارد..



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.