آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
توهین به قرآن در نمایشگاه قرآن!

توهین به قرآن در نمایشگاه قرآن!


عدل قیم


صبح روز 11 /5/ 1390 برای کاری رفته بودم به مصلی امام خمینی(ره) داخل مصلی وقتی به جلوی درب شماره 13 رسیدم به طور اتفاقی چشمم به حجم انبوهی از زباله خورد با خودم گفتم حالا که نمایشگاه قرآن شروع میشه این وضعیت برای بازدید کننده ها حتما خیلی زننده است همین جوری که تو فکر بودم داشتم به زباله ها نگاه می کردم، چشمم افتاد به چوب هایی که روشون یه چیزهایی به عربی نوشته بودند با خودم گفتم که احتمالا جمله هایی درباره استقبال و افتتاحیه و از این صحبت هاست باز دقیقتر شدم و رفتم جلوتر، آقا اونجا نبودید و ببینید دیدم تعدادی از آیه های قرآنی که اتفاقا درباره خود قرآن و نزول قرآن بود میون اون همه آشغال و زباله و کثافت که بوی تعفن هم اونجا رو گرفته بود، افتاده بود برای یک لحظه خشکم زد گفتم اینجا که کلیسای کوچولوی تری جونز (شیطان صفت) نیست که همچین کاری رو با آیه های قرآن کردند.

 
 
 
 
 
سریع چوب ها رو از زیر آشغال در آوردم گذاشتم یک طرف از نظافتچی هایی که اونجا بودن خواهش کردم یه کمکی بدن اونا رو مرتب کنیم که همون موقع مسئولشون اومد گفت این کار ما نیست ما خودمون کار داریم!!! افتادم دنبال یک مسئول تو مصلی هر چقدر از این یکی و اون یکی پرسیدم هیچکدوم نمیدونستند مسئول مصلی کیه تا اخر رفتم سراغ حراستی ها که آقا اینجا کجا میشه مسئول روابط عمومی رو دید که اون بنده خدا ها هم خودشون هم خبر نداشتند باز  ازشون پرسیدم اگر حالا خدای ناکرده یک اتفاق ناجوری تو مصلی بیفته باید چیکار کرد، که طرف با یک لحن ...گفت زنگ بزن به 110؛ دیدم این جوری فایده نداره هر جوری که شد رفتم به هزار دردسر رییس حراستشونو که نمیخوام بگم تو چه وضعیتی و کجا دیدمش پیداش کردم به این بنده خدا شرح موضوع رو گفتم همونجا یارو خشکش زد گفتش کجا، ِکی چرا چه کسی گفتم اینا رو فراموش کن یک فکری برای حل این مشکل کنید. بنده خدا گفت گزارش موضوع رو تو کاغذ بنویس بده به ما، بعدشم گفتش شما ناراحت نشو من سریع این موضوع رو حلش میکنم این حل شدن موضوع آقا تا غروب آفتاب که میخواستم برگردم خونه دیدیم حل نشده باز رفتیم سراغ حراستی ها گفتیم آقا این موضوع چی شد گفتند ما تو پستیم و هیچ کاری نمیتونیم بکنیم و گزارش شو رد کردیم آقا اون روز گذشتشو ما فردا دوباره برگشتیم دیدیم وضعیت نه تنها بهتر نشده بلکه انباشت زباله و آیه های قرآنی هم بیشتر شده باز رفتیم پیش حراست گفتش کار فلان بخش گزارششو دادیم منم که عصبانی شده بودم گفتم آقا جمع آوری چی شد؛ گفتش کار ما نیست منم تا...
 
باز فردا هم که اومدم...

۱۲/۵/۱۳۹۰:
 
 
 
فرداش هم باز...

۱۳/۵/۱۳۹۰:
 
 
 
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 


نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.